<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>2008-7926</Issn>
				<Volume>4</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>04</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Comparative Survey of Possibility of Extend 
of Postal Acceptance Rule to 
Electronic Acceptance</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی تطبیقی امکان سرایت قواعد قبول پستی بر قبول الکترونیکی</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>30</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1129</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/jls.2013.1129</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>11</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این مقاله به بررسی اعمال قواعد حاکم بر «قبول در عقود مکاتبه­ای» بر «قبول از طریق ایمیل» می­پردازد. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که آیا قواعد قبول در عقود مکاتبه­ای، قابل اعمال بر قبول عقود الکترونیکی است یا خیر؟ در این­باره دیدگاه­های متفاوتی ابراز شده است. مقاله­ی حاضر به طرح و ارزیابی استدلال­های طرفداران هر یک از این دیدگاه­ها می­پردازد. فرضیه­ی این مقاله این است که رایانامه صرفاً یک وسیله­ی تبادل آنی ارتباط نیست بلکه می­توان آن را نوعِ دیجیتالی پست معمولی محسوب کرد. بنابراین قواعد قبول در عقود مکاتبه­ای در این نوع از قراردادها نیز قابل اعمال هستند.   &lt;br /&gt;  &lt;br /&gt; </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قرارداد الکترونیکی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایمیل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انعقاد قرارداد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قبول الکترونیکی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>2008-7926</Issn>
				<Volume>4</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>04</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>A comparative consideration of the criminal justice  systems of France &amp; Iran in confrontation with economical  crimes</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی تطبیقی نهادهای نظام عدالت کیفری فرانسه و ایران در مقابله با 
جرایم اقتصادی</VernacularTitle>
			<FirstPage>31</FirstPage>
			<LastPage>58</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1130</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/jls.2013.1130</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">امروزه جرایم اقتصادی یکی از چالش‌های مهم جامعه جهانی است که قلمرو جولان آن مختص به کشور یا قاره خاصی نیست، به هم پیوستگی و ارتباط رو به گسترش جامعه جهانی، از میان رفتن مرزها، شکل گیری شرکت‌های چند ملیتی و حتی دست داشتن اشخاص و نهادهای بین المللی در ارتکاب جرایم اقتصادی آن را به یک معضل جهانی تبدیل نموده که نه تنها سلامت و حیات جامعه ملی، بلکه نظم جامعه بین المللی را نیز متأثر ساخته است. کشور ایران نیز از این قاعده مستثناء نخواهد بود. این کشور که مرحله گذار از اقتصاد دولتی به خصوصی را طی می‌کند بایستی مبارزه با جرایم مذکور را در اولویت سیاست جنایی خود قرار دهد. در این راستا نقش نهادهای نظام عدالت کیفری در مبارزه با مفاسد مالی برجسته خواهد بود؛ زیرا چنانچه نهادهای مذکور در انجام وظایف محوله اعم از کنشی یا واکنشی از تخصص، تبحر، استقلال و امکانات مادی و انسانی کافی برخوردار باشند در مقابله با جرایم اقتصادی موفق تر خواهند بود. در این زمینه استفاده از تجارب کشورهای موفق در مهندسی نهادهای نظام عدالت کیفری امری ضروری است. در این مقاله به لحاظ ارتباط عمیقی که سیستم حقوقی فرانسه و ایران به ویژه از نظر شکلی دارند به مطالعه تطبیقی نهادهای نظام عدالت کیفری فرانسه و ایران در مقابله با جرایم اقتصادی و بررسی نقاط ضعف و قوت آنها پرداخته می‌شود. &lt;br /&gt; </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نهادهای نظام عدالت کیفری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جرم اقتصادی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پیشگیری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پیشگیری کیفری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>2008-7926</Issn>
				<Volume>4</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>The Concept of Equality before the Law in the Supplement of the 
Iranian Constitution during the Constitutional Revolution</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مفهوم برابری در مقابل قانون در متمم قانون اساسی مشروطیت</VernacularTitle>
			<FirstPage>59</FirstPage>
			<LastPage>90</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1133</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/jls.2013.1133</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>12</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در مشروطیت بسیاری از مفاهیم جدید حقوق عمومی پدیدار شدند. مفهوم برابری در مقابل قانون یکی از این مفاهیم بود. ظهور این مفهوم در افق بحثهای مشروطه خواهان نشان از وقوع تغییراتی در بنیادهای اخلاقی جامعه میداد و از این رو مفهومی بنیادین و یکی از شالوده های استقرار حکومت قانون بود. دفاع از این مفهوم و تفکیک میان دو مفهوم متمایز «برابری در مقابل قانون» و «برابری در قانون» به-مدد سابقه فقهی آن ممکن¬شد. فقه در مقام یک نظام¬حقوقی چنین تفکیکهایی را میشناخت. فقیهان مشروطهخواه به یاری این مفاهیم مغالطات در مفهوم برابری را میگشودند. اما گفتگو درباره برابری تنها بحثی حقوقی نبود بلکه جامعه به¬سوی تجربه ساحتهای تازهای از برابری حرکت میکرد و جدالی پیش از حقوق، برای شناسایی برابری‌های جدیدی، در جریان بود و در این میانه بود که مغالطه مجال بروز مییافت. تلاش برای تدوین تاریخ این مفاهیم و شرایطی که در آن ظاهر شدند کوششی به سوی تدوین تاریخ مفاهیم حقوق¬عمومی در ایران است. تاریخی که حقوقدانان از آن غافل¬شده‌اند و آن را به¬تاریخ نویسانی سپرده‌اند که ابزاری برای تدوین این فرازهای تاریخ مشروطه-خواهی، که خود مهمترین فصل تاریخ حقوق اساسی است، ندارند. تلاش برای استقرار این مفهوم پیش از مشروطیت آغاز شده بود. اما در نظامنامه اساسی اصلی به آن اختصاص نیافت. در هنگامه نوشتن متمم قانون¬اساسی این مفهوم در اصل هشتم پیشبینی شد. تحولات این اصل را تا شکل نهایی آن بررسی خواهیم¬کرد. در بحث های این دوران دو مفهوم از برابری جریان داشت که برای پیگیری و تدوین بحث تفکیک آن دو ضروری است. تعریف مشروطهخواهان را از برابری در مقابل-قانون نشان خواهیم¬داد و این که چگونه و بر چه مبنایی چنین تعریف-دقیقی ممکن¬شد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برابری در مقابل قانون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برابری در قانون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برابری در مقابل¬دادرس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عناوین اولیه مشترکه بین¬العموم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اضافات و جهات شخصیه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>2008-7926</Issn>
				<Volume>4</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Legal Nature of Khulea Divorce</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ماهیت حقوقی طلاق خلع</VernacularTitle>
			<FirstPage>91</FirstPage>
			<LastPage>115</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1134</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/jls.2013.1134</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">طلاق خلع یکی از راه‌های قانونی انحلال نکاح و امروزه شایع‌ترین گونه طلاق در جامعه ما است. تعیین ماهیت حقوقی آن از موضوعات بحث‌انگیز و اختلافی بوده و دیدگاه‌های گوناگونی در این رابطه وجود دارد. دیدگاه‌هایی که در ماهیت خلع ابراز شده تحت سه عنوان کلی ایقاع، عقد یا عملی ترکیبی طبقه‌بندی می‌شوند. البته معتقدین به هریک از عناوین یادشده نیز با یکدیگر هم‌عقیده نیستند. پیچیدگی مسئله به حدی است که گاه یک شخص در آثار خود، نظرات متفاوتی را ابراز می‌کند. این تحقیق در صدد بیان و نقد آراء یادشده به جهت تبیین ماهیت حقوقی طلاق خلع و اثبات فرضیه ایقاع بودن آن است. &lt;br /&gt; </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طلاق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خلع</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انحلال نکاح</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حقوق خانواده</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>2008-7926</Issn>
				<Volume>4</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Justice and ICT Progress</ArticleTitle>
<VernacularTitle>دادگستری و پیشرفت فن آوری اطلاعات و ارتباطات</VernacularTitle>
			<FirstPage>117</FirstPage>
			<LastPage>142</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1135</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/jls.2013.1135</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">سامانه‌ی مدیریت پروندهای قضایی با هدف تسریع در دادرسی و افزایش کارایی آن در راستای تحلیل¬های اقتصادی دادرسی و ارزشیابی و بررسی کارآمدی آن به عنوان نوعی منطق نتیجه مدار در بسیاری از کشورهای و از جمله کشور ما مورد پذیرش قرار گرفته است. نظام حقوقی ایران در این زمینه نوپا و در عین حال پیشرفته است. زدودن تشریفات از دادرسی و آیین آن نیز به دو شکل «تشریفات‌زدایی حقوقی» و «تشریفات زدایی مادی» در حقوق قضایی در حال وقوع است. هدف نوع دوم استفاده از ابزارهای نرم به جای وسایل سخت در دادگستری به منظور ارتقاء کارآمدی ابزارهای مورد استفاده است. به تشریفات زدایی مادی به عنوان نتیجۀ استفاده از مدیریت پرونده¬های قضایی در حقوق ایران توجه شده اگر چه وضعیت قوانین و مقررات موجود ناکافی و نوپاست و توجه به برخی محدودیت¬ها در راستای اجرای بهتر در آن لازم به نظر می¬رسد. &lt;br /&gt; </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مدیریت پرونده¬های قضایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رایانه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اینترنت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تشریفات نرم و تشریفات سخت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مطالعات حقوقی</JournalTitle>
				<Issn>2008-7926</Issn>
				<Volume>4</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Affirmative value of women’s testimony and it’s justification</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی ارزش اثباتی شهادت زنان و حکمت آن</VernacularTitle>
			<FirstPage>143</FirstPage>
			<LastPage>169</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1136</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/jls.2013.1136</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">نابرابری ارزش اثباتی گواهی زن و مرد که در قوانین ایران بر اساس نظرات مشهور فقه امامیه و همچنین مذاهب چهارگانه اهل تسنن وجود دارد یکی از مسائلی است که مدعیان طرفداری از حقوق زن برآن خرده می‌گیرند و آن را اجحافی بر زنان قلمداد می‌نمایند. این درحالی است که مطابق ادله فقهی این حکم حاوی هیچ محرومیت از حقی برای زن نبوده بلکه معافیت و سلب حکم تکلیفی محسوب می‌شود و نه تنها دلالتی بر غلبه تفکر و تعقل مردان بر زنان نداشته بلکه در جهت حمایت از زنان و همچنین توجه به قضاوت عادلانه و حفظ حقوق طرفین اختلاف که به دادگاه مراجعه نموده اند، می‌باشد</OtherAbstract>
</Article>
</ArticleSet>
